محال

باید

بالشم را ببوسم

که تو بر آن خوابیده ای

باید

انگشتانم را ببوسم

که نوازشت کرده اند

باید

زبانم را ببوسم

این را اما نمی توانم

/ 10 نظر / 4 بازدید
م.مستور

خوش به حال طرف. حتما خیلی دوسش داری !!!

امير

خوب فکر کن ببين جای ديگه ای نيست که بايد ببوسی اما نميتونی؟

nima

تکتم جان خوبه که قبل از گفتن دخترم، عبارت استاد معظم رو به کار بردم. ضمن اينکه عبارت دخترم رو من طبق عادت به کار می بر و عمراً منظور تحقير ندارم. ضمن اينکه نوشته ات برام جالب بود اما می دوني، احساس می کنم يه ذره کوتاهه، يعنی برای اينکه حس همراهی مخاطب با تو به وجود بياد، فکر ميکنم بايد يه ذره بلند تر می بود و ديرتر می رسيدی به زبان. مراقب خودت باش

بهروز

بند اول خوبه ولی به نظرم اينجوری بهتر ميشد: باید انگشتانت را ببوسم که نوازشم کرده اند... اگر هم بگی «باید زبانت را ببوسم» دیگه به مشکل بر نمی خوری

ميلاد

الهی قربون هر دوتاتون برم. من هر وقت ميام اينجا خوشحال وشاد و شنگول و منگول و حبه انگور و مامانشون و گرگه و ... میشم و میرم.

ميلاد

صنم که نه!! يه روز رفتم خونه شون دقّ الباب کردم مامانشون گفت بچه ها خونه نيستن بيا تو. و باقی ماجرا...

هيلدا

سلام...الان پيشتم من...ميبينم که با مصطفی ...آره خوب ...حسابی هندونه شدی........!!!حالا حسابی قاچ ميزنی يا نه؟/ماهیتابهههههههههه...!!!لان از خونه ی يه ليوان اومديم..امير حسيييييين

شبنم

بايد بودنت را باز احساس کنم....

سهیل قاسمی

این شعر خیلی قشنگ بود تکتم. خیلی. نا خود آگاه زبان ام را آوردم بیرون و خواستم ببینم می‌شود بوسید ش یا نه؛ بعد خنده م گرفت که سر ِ کارم! خیلی قشنگ بود تکتم. خیلی. امیدوار شدم. خیـــلی.