! Mais ça suffit , j'en ai assez

دلم از مدرسه و صحبت شیخ است ملول       ای خوشا دامن صحرا و گریبان چاکی

(مسکین اصفهانی)

/ 13 نظر / 8 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مصطفی

همچنین در جایی می فرمایند: بخواه دفتر اشعار و راه صحرا گیر چه وقت مدرسه و بحث کشف کشاف است

ضحی

نه به استاد نگفتم! به مراقب گفتم: مراقب دقت کن! مراقب خيلی دقت کن.. مراقب هم به حرف اين بنده کمترين گوش داد و از خيلی يکم بيش تر دقت کرد.

ضحی

قول بده شطرنجيش کنی! من تقلب مدارمو آبرو محور! راستی کامنتات هست پاک نشده فقط بنا به آبرو مداری ناپيداشون کردم.

ضحی

ما فقط يه مراقب تو کل دانشکده داريم که اگه کسی رو بگيره حتما گزارش می ده و تقلب رو ضميمه برگه می کنه.من بدبخت هم گیر این افتادم.طبق تحقيقات اين مدت بنده گزارش ها رو خيلی جدی می گيرن چون کسی گزارش نمی ده مگر اين که دانشجو شديدا خفن باشد ! کميته انضباطی هم کسی رو دست خالی برنمی گردونه !!! می گن يکسری تعهد بايد دانشکده خودمون بدم يکسری ديگه هم ساختمون اسکندری ..ساختمون اسکندری سر جواب سلام دادن هم سه هفته آدم رو علاف می کنن .تعهد و ايناش رو بی خيال ..دو ترم بيچارم می کنن! فکرشو بکن همه واسه کار سياسی و فقر و فحشا اونجا باشن بعد من واسه فرمول ..خيلی ضايع ست..حس بی کلاسی بهم دست داده

ضحی

چرا اينا نمی فهمن دانشجو غرور داره

مسکين اصفهانی

دلم از قيل و قال گشته ملول ای خوشا خرقه و خوشا کشکول

مسکين اصفهانی۲

از قيل وقال مدرسه حالی دلم گرفت

سایه

امروز حداقل ۵تا وبلاگ سر زدم که همه همين رو می گفتن نمی دونم چی شده؟

مصطفی

منم نمی دونم چی شده. تکتم که از این آدما نبود. بچه زرنگ بود کلی. البته فکر می کنم این ترم وقتشو جاهای دیگه می گذرونده.

هيلدا

..و من هنوز هم خسته ام ...از تکرار اينهمه روز...