Une autre fois , la ville que j'aimais

التماس ، شکوهِ زندگی را فرو می ریزد

تمنا ، بودن را بی رنگ می کند

و آنچه از هر استغاثه به جای می ماند ، ندامت است

/ 9 نظر / 6 بازدید
مصطفی

آره امکانش هست. ولی به هر چیزی نمی گن تمنا.

مصطفی

سخت ترین کلمه ای که به ذهن بشر می رسه استغاثه ست که تو با درست نوشتنش امید های بهروز رو به یأس بدل کردی.

ضحی

اينو بايد با لهجه ی شيرازی خوند...اونوقت می شه عين ؛روزی روزگاری؛

بهروز

با جمله ی آخرت اصلاْ موافق نيستم. در شرایط خاص با دو جمله ی اول هم موافق نیستم. به مصطفي ٍ کونی: مگه من عقده دارم؟ خوب املام ضعيفه٬ اينو ديگه همه می دونن٬ مگه يادش که اونم می دونه.

سپهر

سلام خيلی سخت ميگيری ولی يکمم حق داری خوشحال ميشم اجازه بدی لينکت کنم منتظر اجازم

ضحی

اوضاع هم خوبه و هم بد.

ضحی

باورت می شه از ۷ نفر ۷ تا حرف مختلف شنيدم.می گن اذيتت می کنن بعد هم ولت می کنن.ولی هيچی به بدی کميته انضباطی خونه نيست.هيچی....

هيلدا

...و تنها چیزی که مانده ندامت است و باور بی باوری...و من بی او ماندم...