schade

پرنده ی در برف مانده

جز دامٍ پر از دانه

پناهی ندارد

/ 25 نظر / 5 بازدید
نمایش نظرات قبلی
نيما

(لطفا با حرفام خسمانه برخورد نکن، من منظورم اصلاْ ناراحت کردنت نیست) Mais ça suffit , j'en ai assez اين به قدر کافی نشون می ده که اين اين روزا حالت مناسب نيست. اما طبعاْ با گذشت دو سال خيلی چيزا تغيير می کنه. اما اونچه که باعث نوشتن این شد این بود که این طرز فکر از نوع طرز فکر آنروز هاست با همان نا امیدی ها و خستگی ها و جالبتر اینکه راه حل هم هنوز تغییری نکرده، يعنی چنگ زدن به نزديکترين طناب، حتی اگه نا مطمئن باشه. بله تکتم، می دونم که بزرگ شدی و عوض. اما مهم اينه که اين بزرگ شدنت تو رو به وارستگی هدايت کنه که سر چشمه ی آرامشه. در کل اميدوارم اين روزها زودتر بر تو بگذره و اميد و آرامش گرمی بخش راهت باشه

ضحی

راستی ببخشيد اونشب ييهو ناپديد شدم .ديگه ما هنوزم مشتری کارت های اینترنت می باشیم

نيما

Je sais la signification de « SCHADE ». Je suis heureux que je vous connaisse assez. Je pourrais deviner ce que vous direz au sujet de « VARASTEGI ». J'allais dire que « Varastegi » ne signifie pas la région ou quelque chose… Moyens de Varastegi d'être « SHAMLU ». « SHAMLU » était un grand homme sans la région. d'ailleurs, mon Allemand n'est pas bon.

نيما

Ich kenne die Bedeutung von „SCHADE“. Ich bin froh, daß ich dich genug kenne. Ich könnte schätzen, was du über „VARASTEGI“ sagst. Ich war im Begriff, zu sagen, daß „Varastegi“ bedeutet nicht Region oder etwas… Varastegi Mittel, „SHAMLU“ zu sein. „SHAMLU“ war ein großer Mann ohne Region. übrigens ist mein Deutsch nicht gut.

نيما

راستی... عربی، فرانسه، چينی، روسی، کره ای، اسپانيايی رو هم می تونی امتحان کنی... همش هم خيلی ساده از اين لينک قابل دسترسه... به شرطی که انگليسيت خوب باشه http://translate.google.com/translate_t

نيما

۱- از اينکه غلط املائی دارم ديگه شرمنده نيستم. فهميدم که اين مشکل اغلب پسراست. حتی اگه زياد هم مطالعه داشته باشن. ۲- فرانسه رو دارم ياد می گيرم. همچنين عربی رو چون زبان هایی دوست داشتنی هستند. اما دوستان فرانسوی زيادی دارم. ۳- نه تنها به زبان يه کشور، بلکه به زبان عاميانه ی هر کشوری هم بنويسي، باز من خواهم فهميد، همونطور که دو تا کامنت پايينتر ديدی. زبان عاميانه رو هم گفتم چون در اغلب کشور ها دوستانی دارم. ۴- خسته نباشی ۵- بله. کنکور هنر دادم. منابعش يکی دوتا نيست و محدود هم حتی نيست. بهتره دوستت رو به من معرفی کنی تا بتونم راهنماييش کنم. ضمنا برای خواهر يکی از دوستام دنبال معلم رياضی برای کنکور انسانی می گرده، گفتم که از تو می پرسم. لطفا معلم رياضی کنکورت رو بهم معرفی کن. سپاسگذارم. ۶- جواب اينو هم اين زير دادم

نيما

راستی. به عنوان يه اديب بد نيست حالا که برای جواب کامنتام به وبلاگم می آيی. اشکالات کارم (شعر) رو هم بهم بگی. می بينی که پيشرفت داشتم اما استاد نه. مرسی

نيما

اگه هنوز اون آدی قديمی رو داري، شماره ام رو آف می گذارم.متاسفانه من هم شماره ات رو ندارم.در صورتی هم که اون آی دی ديگه موجود نيست به آي دی kind_boy1 شماره ات رو آف بذار

نيما

۱- استفاده از واژه ی «اغلب» و «همه» خيلی متفاوتند. من از اغلب استفاده کردم. ( منم پسرايی رو مي شناسم که غلط املائی ندارند) ۲- حق با توه به اين جور ترجمه ها اصلا نمی شه اعتماد کرد. اما برای کار راه اندازی بد نيستن. اينی که بهت معرفی کردمُ يکی از بهتريناشونه. ۳- حدود دو ماهه با يکی از دوستانم که بلژيک زندگی می کنه به صورت غير آکادميک کار رو شروع کردیم، برای همین هم اصلا نمی تونم حرف بزنم. ۴- من واقعا نمی دونستم از شاملو بدت میاد. اما اگه آرشیو ها قدیمی ات رو مرور کنمُ حتما اون عکسی رو که با عنوان گل صد برگ بهم داده بودی و عکس تو بود در کنار مقبره ی شاملو می تونم پیدا کنم. به هر صورت منظور از وارستگی آدم هایی با ظرفیت روحی بالاست. نه لزوما آدمهای مذهبیُ چون آدمهای مذهبی زیادی هستند که اصلا ظرفیت و ظرافت روحی ندارن. چون اگه داشتن، دیگران رو مجبور به باور عقایدشون نمی کردن. ۴- خيلی عربی رو دوست دارمُ بله می دونم عربی می خونيد، خوش به حالتون.

نيما

۱- دستت درد نکنه، از اونجا که من سه روز دانشگاهم و سه روز هم سر کار. اینه که فعلا فرصت ندارم اما خیلی علاقه دارم. بازم مشکرم ۲- اگه من رو خوب يادت مونده باشه به مسلماْ به ياد داری که حافظه ام به قوت حافظه ی تو نبود هيچوقت. در تائید حرفم، هر چی سعی کردم اسم سینا رو یادم بیاد، یادم نیامد. البته تو حافظه ی مکتوبی داشتی که مدام در حال مرورش بودی. ۳- هنوز هم هيچ آفلاينی ازت دريافت نکردم