حرف های خصوصی

   سخت است کشیدن بار دیگری بر دوش ، آن هم نه خود خواسته.

   نه، دیگر نمی توانم ، شانه هایم برای تحمل چنین باری بیش از حد نحیف اند.

   و لابد زن ها باید این چیز ها را تحمل کنند.

  همیشه آخر شهریور به طرز مهوعی کش می آید و خسته ام می کند و من دلم پاییز می خواهد و باران و من دلم می خواهد این بار طلسم زمستانمان بشکند.



.Français: En fin , après vingt-six jours je l'ai vu
.Deutsch:Schließlich , nach dem sechsundzwanzig Tagen sah ich ihn

/ 9 نظر / 5 بازدید
مصطفی

بار دیگری؟ در مورد پاییز با تو موافقم حتما برای آخر شهریور که دیوونه شدی.

روز پيشين

پاييزه،پاييزه /برگ درخت می ريزه/هوا شده خيلی سرد/روی زمين پر از برگ/دسته دسته کلاغا می رن به سوی باغا/همه با هم يک صدا می گن غاروغاروغار. منم تابستونا بی مزه می شم...اول و آخر هم نداره.ولی من گناه دارم تازه تابستونم شروع شده!

امير

يعنی ميگی ايمان بياوريم به آغاز فصل سرد!

سپهر

من می دونم اون جا چی نوشتی. نوشتی هرکی نماز نخونه بعد از ۲۶ روز سوسک میشه.

مصطفی

دستت درد نکنه. اگه می خواستم اینجوری زندگی کنم هیچوقت ...

مصطفی

سراغ تو نمی اومدم. اونم فقط برای خودت توصیف می کنم.

همایون

سلام از اینکه نظر دادی ممنون ضمنا ما خلاف بزگمون همین سیگاره و بس

hoda

oooooh26ruz ziadehaa....