سودایِ لبِ شکر دهانان...

حکایت این همه گفتیم و همچنان باقی است / هنوز باز نکردیم دوری از طومار

 
ساعت ٤:۱۸ ‎ب.ظ روز شنبه ٢٢ تیر ۱۳۸٧ 

   پنجشنبه صبح که مسئول آب دادن به گل هایِ زویا شدم ، خیلی خوشحال شدم . حالم بهتر شده بود و یادم افتاد که در طولِ هفته درست و حسابی به گل ها سر نزدم . فقط آمده ام نگاهشان کرده ام ولی ندیدمشان و هر بار زیرِ لب گفته ام :  

(1)... Inutile beauté devant nos yeux déçus

   هوا گرم تر شده و گل ها انگار به آبِ بیشتری نیاز دارند.  اهلِ خانه می دانند که از بینِ همه ی گل ها و گیاهانی که زویا در تراس گذاشته گل هایِ ناز محبوبِ من هستند و اگر من به جایِ زویا بودم به جایِ همه یِ این برگ ها و علف هایِ سبز تراس را پر از گل هایِ ناز می کردم.

   گل هایِ ناز هر روز برایِ من یک تجربه ی جدیدند. با دقت نگاهشان می کنم و هر روز چیز جدیدی درشان کشف می کنم . لمسشان می کنم ،گاه نوازششان می کنم. عاشقِ دیدن گل هایِ گل بهی کم رنگ و نارنجی-خردلی هستم که نسبت به رنگ هایِ دیگر به ندرت شکفته می شوند.

   تعدادِ گل هایی را که هر روز باز می شوند می شمارم ، از رویِ شکلِ غنچه ها پیش بینی می کنم کدامشان فردا باز می شوند. عمرشان کم است . هر گل با ناز مقابلِ خورشید یک روز و گاهی دو روز گلبرگ هایش را می گشاید و بعد چایش را به غنچه هایِ جدید می دهد.

   می گویم با ناز چون یک بار از ساعتِ 6 صبح مراقبشان بودم که چه با ناز و کرشمه گلبرگ هایشان را آرام آرام در برابر نور خورشید باز می کنند . شاید کمی بی ربط باشد اما کمی هم مرا یادِ گلِ شازده کوچولو انداختند. حدودِ ساعت 12-11 ظهر به اوجِ گشودگی شان می رسند .

   بسته شدنشان را دوست ندارم ، اما ناگزیر با غروبِ خورشید گل هایِ ناز هم غروب می کنند و با وجودِ این که وداع را دوست ندارم اما بسته شدنشان را هم نگاه می کنم . شاید چون می دانم که این وداع هیچ گاه صورت نمی گیرد ...

   گل هایِ ناز خار ندارند و در عوض بی بویند، شاید این تنها نقصشان باشد. برخی از گل هایِ ناز از گلبرگ هایِ زیادی تشکیل شده اند ، گلبرگ ها چنان روی هم قرار گرفته اند که چین هایِ دامنِ لباس عروسی مجلل و برخی دیگر ساده اند متشکل از چهار یا پنج گلبرگ ... هر دو زیبایی خودشان را دارند.

   بعضی وقت ها از درون کاسبرگ هایِ گل هایِ خشکیده بذرِ نقره ای رنگشان را در گلدان می ریزم و یک شیطنت هم کرده ام ، بذرشان را در یکی از گلدان هایِ پاپیتال هم ریخته ام ...

 

1. زیباییِ بیهوده در برابر چشمانِ مأیوسِ ما...

 

 


کلمات کلیدی: متفرقه