سودایِ لبِ شکر دهانان...

حکایت این همه گفتیم و همچنان باقی است / هنوز باز نکردیم دوری از طومار

la fatigue
ساعت ۱٠:۱٦ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱٠ آبان ۱۳۸٥ 

بعد ازسفر و آن حرف هایِ ناتمام ،

حالا من مانده ام و حس ِ بی وزنی

و عدم توانایی در تصمیم گیری.

 

بی هیچ تردیدی ، پاسخ دادن به هر سوالی با " نمی دانم".

 

حسرت ، حسرتِ بیهوده .

حسرتِ دستی که بیاید بنشیند در گودی پهلویم.

 

حسرتِ بیهوده ،  چرا که اگر بیاید ، باز هم مثلِ همه ی گذشته ها تمام می شود.

 

غم ، میل به سکوت ، انزوا و خلوت کردن با این خستگیِ ذهنی.

 


کلمات کلیدی: متفرقه