سودایِ لبِ شکر دهانان...

حکایت این همه گفتیم و همچنان باقی است / هنوز باز نکردیم دوری از طومار

شعر
ساعت ٢:٢٠ ‎ب.ظ روز جمعه ٩ امرداد ۱۳۸۳ 

در کنار تو ام دوست من !

احساسم را با تو در میان می گذارم ،

اندیشه هایم را با تو قسمت می کنم ،

راهی مشترک پیش پایت می گذارم ،

اما از آن تو نیستم !

با مسئولیت خود زندگی می کنم !

مرا به ماندن مجبور نکن ! دوست من !

احساسم را به کفه ی قضاوت نگذار !

نه اندیشه ای برایم معین کن

و نه راهی برای درنوشتن !

به تصاحبم نکوش

تعهداتم را نادیده مگیر !

 

اگر از آزادی محرومم کنی

ـ دوست من ! ـ

تو را از بودنم محروم خواهم کرد !

(مارگوت بیکل)


کلمات کلیدی: شعر