سودایِ لبِ شکر دهانان...

حکایت این همه گفتیم و همچنان باقی است / هنوز باز نکردیم دوری از طومار

 
ساعت ۱:٠٩ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢٦ فروردین ۱۳۸۸ 

   نفرت مثلِ استخوانی است که می جوی. وقتی جویدی و تمام شد، می بینی که به زحمتش نمی ارزید.


کلمات کلیدی: جمله ها
 
 
ساعت ۸:٤٤ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٢٠ فروردین ۱۳۸۸ 

پول خوشبختی نمی آورد، بی پولی بدبختی می آورد


کلمات کلیدی: جمله ها
 
 
ساعت ۱٢:۱٥ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱٦ فروردین ۱۳۸۸ 
من میبینم که لب‌خندت ژکوندترین لب‌خندِ معاصرِ دنیاست
اگرچه خودم کوبیستی‌ترین چشم‌های همیشه را دارم
.
من روزی هزار بار خودم را می‌کِِشم و پاره می‌کنم
شاید این آینه‌ها زیادی تاب دارند
که مرا این‌قدر پیچیده نمایش می‌دهند
.
من نقاشی زبردست‌ ام
ماهرتر از پیکاسوترین نقاشِ جهان
تیزبین‌تر از لئوناردوترین داوینچیِ‌ دوران
.
من اما همیشه نقش‌های‌ام را بد از آب می‌گیرم
بدتر از ماهی گیری که اشتباهی، نهنگ شکار کرده است: نهنگ
نهنگ ‌ام، آرام، با دهانی کوچک و وامانده، و احساسی که از ابعادم بزرگ‌تر است
.
من همیشه مورد تهاجم واقع می‌شوم
گاهی باید کوچک بود، کوچک‌تر از آن که کسی برای شکار تو را ببیند

کلمات کلیدی: شعر
 
 
ساعت ۱٢:٥۱ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٦ فروردین ۱۳۸۸ 

   بعضی وقت ها فکر می کنم همه ی ما انسان ها به غایت بد طینت و پست فطرت هستیم و اگر همیشه این صفات را بروز نمی دهیم تنها به این دلیل است که در شرایطِ بروز دادنِ آن ها قرار نگرفته ایم.


کلمات کلیدی: متفرقه